سيد محمد دامادى
524
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
مصر ، عمرو بن العاص حدّ زده بود ، ديگر بار در زير تازيانه گرفت و او بر اثر اين عمل سخت ، جان سپرد . [ أسد الغابة ، طبع مصر ص 213 ج 3 ، الاستيعاب ج 2 ص 398 طبع حيدر آباد دكن ] وقتى نيز يكى از إمامان جماعت را كه پيوسته سورهء ( عبس ) در نماز مىخواند و در آن ، توهم اسائهء ادب نسبت به حضرت رسول اكرم ( ص ) مىرفت ، مىخواست بكشد . [ احياء العلوم ج 3 ص 194 ] درشتى و سختى عمر در گفتار و رفتار و كردار به جايى رسيد كه أكابر صحابه از ديدار او تن مىزدند . وقتى زنى را به حضور مىخواست و او از هيبت و ترس عمر بر خود لرزيد و بچه از زهدان به در افكند . [ شرح نهج البلاغة از إبن أبى الحديد ، طبع مصر ج 1 ص 58 ] با اين همه شدّت و سختگيرى كه پيشينيان نقل كردهاند ، إبن خرداذبه ، او را موسيقى شناس معرّفى كرده و آوازى به او نسبت داده است ! [ عمر بن أبى ربيعة ، طبع بيروت ج 1 ص 47 به نقل از أغانى ] [ شرح بر مقامات اربعين ص 363 - انتشارات دانشگاه تهران ] نجم الدّين كبرى احمد بن عمر بن محمد خيوقى خوارزمى مكّنى به أبو الجنّاب و ملقّب به نجم الدّين و طامّة الكبرى و معروف به شيخ نجم الدّين كبرى مؤسّس سلسلهء كبرويه ، از مشاهير عرفا و أكابر صوفيان قرن ششم و هفتم است نجم الدّين رازى و مجد الدّين بغدادى و سعد الدّين حموى و سيف الدّين باخرزى و بهاء الدّين ولد از مريدان و شاگردان وىاند كبرى گفتن او نيز به جهت آنست كه از كثرت فطانت و ذكاوت تمامى مشكلاتى را كه از وى سؤال نمودند حلّ نموده و بر هر كسى كه با وى جدل و مناظره كردى غالب آمدى او را طامّة الكبرى [ بلاى بزرگ ] گفتند امّا أبو الجنّاب گفتن او به جهت كثرت اجتناب او از دنيا بوده است او را ولىتراش گفتهاند كه در مدّت عمر دوازده كس را به مريدى قبول كرد و همه از مشايخ و اوليا شدند چون شيخ مجد الدّين بغدادى و شيخ سعد الدّين حموى و . . . چنگيزخان پيش شيخ نجم الدّين كبرى فرستاد كه فرمودهام كه در خوارزم قتل عام كنند بايد از آنجا بيرون آيى تا كشته نشوى شيخ جواب داد كه هشتاد سال در زمان خوشى با خوارزميان بودم در وقت ناخوشى از ايشان تخلّف كردن بىمروّتى باشد . . . در فترت مغول در خوارزم شهيد شد در سنهء ثمان و عشر و ستّمائه [ 618 ه ق ] مزارش ناپيداست . [ تاريخ گزيده ص 789 ] . علامهء مرحوم قزوينى آرد :